دلم می‌خواهد قصه‌هایم امروزی باشد

دلم می‌خواهد قصه‌هایم امروزی باشد

امیر دژاکام در نشست نمایشنامه‌خوانی و نقد کتاب «غزل کفر» گفت: وامدار بودن «غزل کفر» را به تعزیه انکار نمی‌کنم، اما می‌خواستم خوانشی جدید و امروزی در آن داشته باشم.

به گزارش خبرگزاری مهر، کتاب مجموعه‌نمایشنامه «غزل کفر» اثر امیر دژاکام در قالب یکی از نشست‌های برج میلاد تهران برای هفته کتاب، شنبه شب ۲۴ آبان، با حضور داوود فتحعلی بیگی، اردلان شجاع کاوه، الیزا اورامی، و نویسنده اثر مورد نقد و بررسی قرار گرفت.

در ابتدای این برنامه، بخشی از نمایشنامه «غزل کفر» توسط اردلان شجاع کاوه، الیزا اورامی و امیر دژاکام روخوانی شد و پس از آن داوود فتحعلی بیگی کارشناس و پژوهشگر حوزه تئاتر،  به نقد و بررسی آن پرداخت.

فتحعلی بیگی در ابتدای سخنانش گفت: این نمایشنامه روایتگر برهه‌ای از عاشورا و اساسش بر پایه تعزیه‌ای است به نام «موسی و درویش بیابانی» که چند نمونه از این تعزیه تاکنون به چاپ رسیده است. در یک نمونه از این تعزیه، بین درویش و موسی گفتگو پیش می آید و از آنجا که  درویش دچار چالش فلسفی درونی می شود و جوابی به سوالاتش ندارد، از جانب خداوند ندا می رسد که موسی، برو بنده ما را آگاه کن و علت خلق جهنم را به او بگو؛ در نهایت موسی از میان دو انگشت، بخشی از واقعه عاشورا را نشان درویش می‌دهد. این بخش نیز به دو صورت اجرا می شود؛ یکی پرده نقاشی عاشوراست که نقالان رو به آن شروع به گفتگو می کنند و درویش از شبیه حضرت موسی می پرسد و درنهایت قانع می شود که هیچ کس به جز خداوند مجازاتی برای این یزیدیان نمی تواند اجرا کند.

وی افزود: اجرای دیگر نیز از بخش اول، گریزی به واقعه کربلا زده و به اجرا در می‌آید. نمونه دیگر نیز حالت رفت و برگشت دارد و گفتگو انجام می شود و بخشی از واقعه کربلا به نمایش در می آید و دوباره گفتگو می کنند که این همان سنت «نمایش در نمایش» خودمان است. نکته حائز اهمیت این است که این تعزیه نه تنها امروز بلکه در گذشته نیز بسیار کم اجرا شده است. خود من این نمایش را در سال های ۵۴-۵۵ در حسینیه مشیر شیراز دیدم. اهمیت کار دژاکام در ارائه قرائتی نوین از این تعزیه برای صحنه تئاتر امروز است  که ردپایی از روایتگری را به شیوه ای نوین در خود حفظ کرده است.

سپس دژاکام در پاسخ به سوالی درباره این نمایشنامه گفت: پدران ما تلاش‌های خود را کردند و شکلی از نمایش را به وجود آوردند و اگر به رفتار آنها نگاه کنیم، می بینیم که همه چیز را تغییر داده اند. هیچ تعزیه ای تکرار تاریخ نیست و بسیار دخل و تصرف در آنها شده است و تخیل، بسیار بر آنها تاثیرگذار بوده است. دخل و تصرف خصلت آدمی است و ما همیشه این کار را انجام می دهیم؛ به خصوص در هنر. و اگر این اتفاق نیفتد، دیگر هنر بدیع و نو نیست.

وی در ادامه گفت: تعزیه سر جای خودش است و نمایشنامه «غزل کفر» کاملا تئاتر است. من در آن وامدار فرهنگ امروز هستم. سعی کردم از مدیاهای متفاوتی در کارم استفاده کنم چرا که می توانم از آن‌ها بهره بگیرم. من سینما را وارد تئاتر نکردم، اما با استفاده از افکت های مختلف برای صحنه های جنگ تکنولوژی را در خدمت گرفتم. به نظرم نباید اجازه دهیم این راه بسته شود، هرچند اشتباهاتی نیز وجود داشته باشد. وامدار بودن نمایشنامه “غزل کفر” را به تعزیه انکار نمی کنم، اما باقی نمایشنامه های این کتاب نیز همین گونه است و سعی کردم از نسخه های تعزیه، خوانشی جدید داشته باشم.

فتحعلی بیگی هم با بیان این‌که اگر بخواهیم تعزیه را تغییر دهیم کاری اشتباه انجام داده ایم، گفت: تعزیه قراردادهای خودش را دارد، اما این‌که ما بیائیم تعزیه را ببینیم و روایت دیگری از آن داشته باشیم هیچ ایرادی ندارد و در دنیا هم این اتفاق درباره متون کلاسیک رخ می دهد. نکته قابل توجه این است که ما تعزیه را اساسا از چهار منظر باید نگاه کنیم؛ تاریخی، هنری، شرعی و فقهی. ضمن این که دخل و تصرف به معنی برهم  زدن کلی شیوه تعزیه نیست.  مردم هم تعزیه سنتی را دوست دارند ولی خوانش های نو هم می توانند کارایی خود را داشته باشند.

دژاکام در تکمیل صحبت‌های فتحعلی بیگی گفت: من دلم می خواهد قصه هایم به امروز من مربوط باشند. درواقع می خواهم روایت امروزی در قصه هایم باشد. قصه ها جعل می شود و هنر به خدمتش می آید و آن را جعل می کند و بدین ترتیب روایت های متعددی نوشته می شود. این نوع نگاه من است و در نمایش “ساقی” بسیار از این نگاه بهره گرفتم و این نمایش به امروز خودم نزدیک شد. در واقع سعی کردم جعلی را که در تاریخ رخ داده به قصه نزدیک کنم .

او ادامه داد: ما کمتر خطبه های حضرت سید الشهدا و حضرت زینب (س) را می شنویم اما من سعی کردم آنها در آثارم وجود داشته باشد و حتی ترجمه شان کنم. می دانیم که مجالس تعزیه براساس تعبد شکل می گیرند ولی من نمایش را بر اساس تفکر و شناخت پیش بردم و سعی کردم زندگی انسان امروز و دغدغه‌هایش را در این آثار ببینم؛ چون معتقدم اگر پیوندی میان گذشته و حال نداشته باشیم گذشته ذره ذره از ما دور می‌شود و این خوشایند نیست.

داوود فتحعلی بیگی در پایان این نشست گفت: در نمایشنامه «دامان ماه و ستاره» از همین کتاب، روایت دیگری از عاشورا از زبان ام‌البنین (س) دیده می‌شود و این بسیار جذاب است. ما آدم های بسیاری را می توانیم در واقعه کربلا بیابیم که حضور داشتند و می توانیم در نمایش هایمان از روایت‌های آنها بهره بگیریم. البته روایت از زبان شخصیت های دینی کار سختی است چون مدعیان بسیاری دارد اما نوشتن این گونه راهگشاست و می‌توان آن‌ها را با قرائت امروزی همراه کرد.

نمایشنامه «غزل کفر» به طرح پرسش‌ و پاسخ‌هایی درباره انسان و نوع رابطه‎اش باخدا پرداخته و بهشت و جهنم در آن نمود می‎یابند. انسانی که برای نزدیکی به خدا، باید از شیطان دور شود و دست دوستی به او ندهد. دژاکام در نمایشنامه «غزل کفر» از زاویه دید و راویانی فرازمینی برای ارتباط با مخاطب بهره جسته است. کتاب «غزل کفر» (نشر نیستان) نمایشنامه های دیگری هم دارد که به موضوعاتی با بهره گیری از زندگی امام علی (ع)، امام رضا (ع) و امام حسین (ع) نوشته شده است.

در ادامه این نشست ها که همزمان با هفته کتاب در برج میلاد تهران برپا شده است، امروز یکشنبه ۲۵ آبان مروری بر آثار عاشورایی سیدمهدی شجاعی با حضور وی، نصرالله قادری و حجت الاسلام معاونیان انجام خواهد شد. فردا دوشنبه ۲۶ آبان نیز محفل شعرخوانی با حضور محمود اکرامی‌فر، مرتضی امیری اسفندقه، سعید بیابانکی و قربان ولیئی برگزار می شود. این برنامه‌ها ساعت ۱۸ در سالن سعدی مرکز همایش های برج میلاد برگزار می‌شود

ارسال دیدگاه

ایمیل شما منتشر نخواهد شد